مجتبى ملكى اصفهانى

287

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

حكم حكم در لغت يعنى قضا و اصل آن منع است . « 1 » به علم ، فقه و قضاوت به حق و عدل نيز حكم گويند . « 2 » معناى لغوى حكم ، شامل اقسام غير شرعى حكم نيز مىشود و لذا براى خارج كردن اقسام غير شرعى حكم ، هرگاه اين لفظ در فقه و اصول استعمال شود ، با قيد شرعى به كار مىرود ؛ ما در صدد بيان مسائل مربوط به حكم شرعى هستيم . - تعريف حكم شرعى : براى حكم شرعى تعريفهاى متعدّدى با عبارتهاى گوناگون بيان شده ، ولى مىتوان همه‌ى آنها را با دو عبارت بيان كرد . 1 - حكم ، يعنى خطابى كه از شارع باشد و مستقيم يا غير مستقيم ، به صورت اقتضايى يا تخييرى و يا وضعى ، به افعال مكلّفين تعلّق گيرد . « 3 » 2 - حكم شرعى عبارت است از قوانين صادر شده از سوى خداوند - تبارك و تعالى - براى تنظيم زندگى فردى و اجتماعى انسان در ابعاد مختلف . اين قوانين به وسيله خطابهاى شرعى كتاب و سنّت براى ما آشكار و بيان مىشود ؛

--> ( 1 ) مصباح المنير ماده قضى . ( 2 ) لسان العرب ، ماده قضى . ( 3 ) از جمله منابعى كه با تفاوتهاى غير جوهرى حكم را به اين مضمون تعريف كرده‌اند : المستصفى ج 1 ، ص 69 ؛ الاحكام آمدى ، ج 1 ، ص 85 ؛ ارشاد الفحول ، ص 6 ؛ تمهيد القواعد ، ص 29 ؛ الاصول العامه ، ص 55 .